همیشه به کار خیر بگو ان شاء الله
روزی حجی برای خرید درازگوشی به بازار می رفت . مردی پیش آمد و پرسید : کجا می روی ؟
گفت به بازار می روم که دراز گوشی بخرم . گفتش : بگوی ان شاء الله
گفت چه جای ان شاء الله باشد ، که خر در بازار و زر در کیسه ی من است
چون به بازار در آمد مایه اش را بزدند چون باز گشت همان مرد به او برخورد و پرسیدش : از کجا می آیی ؟
. گفت : ان شاء الله از بازار … ان شاء الله زرم را دزدیند … ان شاء الله خری نخریدم … و زیان زده و تهی دست به خانه باز می گردم ان شاء الله
Advertisement
About this entry
You’re currently reading “همیشه به کار خیر بگو ان شاء الله,” an entry on aback4
- Published:
- October 28, 2010 / 9:25 am
- Category:
- wisdom
1 Comment
Jump to comment form | comment rss [?] | trackback uri [?]